تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

 

از هفته گذشته سعی کرده ام که یکی از کتابهای  تازه در یکی از حوزه های علوم انسانی و هنر را معرفی کنم. این هفته هم این کار را تداوم داده ام  با این تفاوت که چندکتاب دیگرراهم که در صفحه کتاب روزنامه کارگزاران و به کمک دوستان گروه کتاب واندیشه معرفی می شود را نیز برای آشنایی شما می آورم .ابتدا کتابی که خود معرفی کرده ام که از جمله کتابهای مهم و خواندنی درباره تاریخ جمهوری وایمار است  و سپس بیش از ۱۰ کتاب دیگر رامعرفی کرده ام که دراینجا می توانید بخوانیدش .

بخشی مهم از ویژگی های ناشران اثر آفرین دست نهادن برکتاب هایی است، چه به صورت ترجمه و چه در هیات تالیف که به نوعی درعرصه های فرهنگی و سیاسی و فکری مسئله و مشکلی با آن موضوع ومسئله وجود دارد.

به تعبیر دقیق تر اگر در حوزه سیاست گره هایی وجود دارد و برخی از مفاهیم یا اصطلاحات رایج شده است اینگونه ناشران سعی می کنند با سفارش ترجمه یا تالیف به برخی از مترجمان یا مولفان شناخته شده این حوزه وموضوع کتابی در بازشناسی سابقه آن موضوع تدوین کرده و انتشار دهند.

انتشارات طرح نو و مدیر خوش فکرش ( حسین پایا) ازجمله این ناشران است که مجموعه کتاب هایش سهمی جدی در ارتفای فکر فرهنگی ایفا کرده است و هنوز بسیاری از خوانندگان و علاقه مندان از این سفره پر برکت بهره می برند . اگر چه با ظهور دولت جدید فشارهای اداره کتاب بر این ناشر چنان شده است که برخی از پروژه های آینده اش را عملا نمی تواند به بازار کتاب عرضه کند.

کتاب جمهوری وایمار هم با این ذهنیت مسئله محور وکاربردی انتخاب و برگردان فارسی شده است.در بهار سال 1930رهبری جنبش انقلابی در آلمان ضعیف و دچار نقص و نارسایی بود.

رهبری این جنبش را حزب کمونیست آلمان،جناح چپ حزب سوسیال دموکرات وناسیونال سیوسیالیستهای چپ بر عهده داشتند.بر عکس، موج ضد انقلابی را دو بلوک قدرتمند« محافظه کاران ملی - ارتش آلمان» و « هوگنبرگ- هیتلر» هدایت می کردند.فقط جناح راست حزب سوسیال دموکرات آلمان بود که از جمهوری قانونی حمایت می کرد. سیر بعدی قضایا بدین نحو بود که ضد انقلاب به انقلابیون گمراه اجازه داد تا دولت وایمار را نابود سازند و سپس خود به تنهایی قدرت رابه دست گرفتنویسنده کتاب خود از فعالان چپ درسالهایی بود که حادثه یاد شده به وقوع پیوست .

وی البته بعدها از حزب کمونیست جدا شد و برخی از منقدان هم معتقدند که این کتاب به نوعی توجیه سیاستهای اعمال شده از سوی رهبران سوسیال دموکراتهای آلمان است . اما حتی اگر این سخن منقدان این کتاب را هم بپذیریم، باز هم از ارزش های این کتاب کم نمی شود.اهمیت اثر روزنبرگ در این است که وی با تکیه بر اسناد و مدارک معتبر بسیاری از برداشتها را که به صورت جزمهای تاریخی در آمده بودند، مورد پرسش و نقادی قرار داد. چهره ای که وی از انقلاب آلمان ارائه می کند تصویری نزدیک به واقعیت است.

انقلاب آلمان با همه آن شوراهای کارگران و سربازان وپرچمهای سرخ و شعارها ولفاظیهای انقلابی، درماهیت امر انقلابی و بورژوایی برای تامین حقوق و آزادی های مدنی، دستیابی به نظام پارلمانی و دموکراتیزه کردن کشور بود.تاریخ جمهوری وایمار از آرتور روزنبرگ از جمله با اهمیت ترین آثاری است که در مورد این دوره پرحادثه از حیات کشور آلمان تدوین شده است.

انتشار این کتاب در زمان خود اقبال بی سابقه محافل آکادمیک وعلاقه مندان حوزه سیاست وتاریخ را به دنبال داشت و تا سال 1980 ( سالی که برگردان فارسی کتاب از روی آن صورت گرفته است) بیش از 20 بار تجدید چاپ شده بود. کتاب علاوه بر پیشگفتاری خواندنی و گره گشا از مترجم، وقایع نگاری تاریخی این رخداد مهم را نیز در خوددارد .

کتاب جمهوری وایمار در نه بخش تدوین شده است که عبارتند از؛ پیامدهای نهم نوامبر/ دولت کارگزاران خلق/ اسپارتاکوس ونوسکه/ مجلس ملی در وایمار/ کودتای کاپ/ عصر دموکراسی کاتولیکی / اشغال ناحیه روهر و تورم سا ل 1923 /دوره تثبیت و اشتر زمان / پایان کار

شناسنامه کتاب:تاریخ جمهوری وایمار
آرتور روزنبرگ
ترجمه؛ فاروق خارابی
ناشر؛ طرح نو، چاپ اول؛ 1385
344 صفحه،4200 تومان


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:17  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 

 انتخاب خبر و تمرکز بر عناصری از اين اخبارکه بيشترين ارزش خبری را داشته باشند ، یکی از اصلی ترین وظایف خبرنگاران، دبیران و سردبیران،در هر رسانه اي ازجمله صد او سيمااست .خبر قوی و ناب  بايد تاثير گذار باشد  والبته نيازهاي مخاطبان رامد نظر قرار دهد و به پرسشهاي اساسي آنها پاسخ گويد . يك رسانه معتبر بايد از خود بپرسد كه مخاطبان ما چه كساني اند؟نيازهاي آنان چيست ؟ چه چيزي را مي خواهند بدانند؟ و چه سوالهايي را خواهند پرسيد؟ اين نكته راهم اضافه كنيم كه  در جوامع آزاد، روزنامه نگار نماینده مردم است که به آنان در مورد جامعه اطلاعات می دهد و از سوی آنان مقام های دولت را بازخواست می کند.

با اين مقدمه بايد اين پرسش را با دست اندركاران رسانه صد او سيما طرح كرد كه آيا در روزهاي پس از انتخابات و در ارائه اخبار خود چنين معيارهايي را مد نظر داشتند؟  و برنامه هاي آنها توانست پاسخهاي قانع كننده اي به اين پرسشها بدهد؟به گمان ما كه اين چنين نبود.

اين نكته به اين معنا نيست كه دوستان خبرنگارما يا دبيران گروهها و ... با  روند هاي حرفه اي تهيه خبر آشنا نيستند، بلكه سخن اصلي دراين است كه شايد، خداي نكرده!  تعمدي دركار بوده است كه اطلاعات دقيقي از انتخابات به سمع ونظر مردم نرسد و گويي برخي به خبرنگاران صد او سيما توصيه مي كردند و تحذيرشان ميدادند كه از چون و چراكردن در رفتار مجريان ومسئولان ستاد انتخابات پرهيز كنند؟

اين گونه بود كه خبرنگاران صدا و سيما به روزنامه نگاراني تسليم در برابر منبع ( در اصطلاح روزنامه نگاري به اين گروه از خبرنگاران مي گويند تحت تاثير سلطه منبع قرار گرفته اند)تبديل شدند و جالب اين كه به دليل سياستهاي جانبدارانه ، و البته غير منصفانه اجازه  پرسش دربرابراين همه تفاوت درنحوه ارائه اطلاعات ( درمقايسه با دوره هاي قبل) را نداشتند. اما اين انفعال سبب نمي شد كه ذهن كنجكاو مخاطبان از اين تغيير رويكرد صد او سيما د رارائه خبر پرسشهاي اساسي را پيش روي خود ننهد .

  براي درك و دريافت  دقيق تر از اين رويكرد به چند نمونه مصداقي از اين برخوردهاي غير حرفه اي مي پردازيم .

در ساعت 7 بعد از ظهر روز شنبه 25 آذر  شبكه خبر از خبرنگار خود در ستاد انتخابات مي خواهد كه گزارشي از روند برگزاري انتخابات به دست دهد. خبرنگار مقابل مسئول اصلي ستاد مي نشيند و از وي مي خواهد كه آخرين وتازه ترين اطلاعات را در اختيار بينندگان قرار دهد . مسول ستاد ابتدا خبرهايي را از انتخابات خبرگان نقل مي كند و سپس وقتي خبرنگار مي خواهد كه از وي درباره وضعيت انتخابات شوراها بپرسد. خبرنگار – مجري حاضر در استوديو مي گويد كه وقت بسيار ضيق است بايد گزارشي را پخش كنند  واز همكار خود مي خواهد كه  سريعتر اين تماس را تمام كند كه بخش بعدي برنامه پخش شود . خبرنگار حاضر در ستاد اصرار مي كند و خبرنگار حاضر در استوديو بي توجه به اين اصرار ها خداحافظي مي كند و از بينندگان مي خواهد كه گزارش را ببينند .بيننده اي كه مي خواهد اخبار انتخابات شورا در تهران رابشنود ، گمان مي كند كه گزارش بعدي بايد حتما ارزش خبري بيشتري داشته باشد كه خبرنگار – مجري انتشار چنين خبرمهمي را قطع مي كند . اما گزارش بعدي تصاويري معمولي و سوخته است از پرسشهايي با مردم درباره انتخابات كه واجد هيچ گونه ارزش خبري نيست .

ساعت 9 صبح يك شنبه 26 آذر است وهمزمان دو شبكه اول وخبر به پخش مهمترين اخبار روز ، كه طبيعي است انتخابات در راس آن است ، مي پردازند. شبكه اول از همان ابتدا به سراغ ستاد انتخابات رفته و از خبرنگار خود مي خواهد كه گزارشي از آخرين تحولات به دست دهد . در مقابل خبر اول شبكه خبر كه در قاعده بايد مهمترين خبر را ارائه كند، انتشار دوباره و چند باره پيام رئيس جمهوررا بخش مي كند . خبري كه طبيعي است تازگي وطراوت خبرهاي تازه انتخابات راندارد اين از شبكه اي كه نام« خبر» را برخود گذاشته است ، بعيد است كه به بديهي ترين عنصرهاي كار روزنامه نگاري ناآشنا باشد.

اما نكته مهمتر كه نشان مي دهدا صد و سيما رسانه اي مستقل نيست ، همانا نحوه ارائه اخبار خبرگان بوده است. نحوه ارائه اخبارانتخابات درگذشته به اين گونه بود كه د رهر بخش خبري ابتدا تعداد كل آراي ماخوذه اعلام و سپس فهرست برندگان را به ترتيب بيشترين آراي كسب شده اعلام مي كردند. اما صدا و سيما از شب گذشته با فراموش كردن اين رويه خبري با يك عقب گرد كامل در دامچاله اي افتاد كه ستاد انتخابات برايش تدارك ديد. دامچاله اي كه نه تعداد كل آراء را اعلام مي كرد و نه تعداد آراي تك تك افراد را. در اين بخش صد ا و سيما يك عنصراصلي و علمي كار خبري و رسانه اي به عنوان تغييير را از ياد برد. در عنصر تغييركه از عوامل اصلي جذابيت خبري است ، شنونده به دنبال تازه ترين اطلاعات با جزييات خاص هر خبر است . براي نمونه براي كساني كه لحظه به لحظه اخبار انتخابات را تعقيب مي كردند مهم بود كه بدانند راي آقاي هاشمي دقيقا چه ميزان است و ديگران چه فاصله اي با وي دارند . اين درحالي بودكه د رانتخابات سنا ومجلس آمريكا ( كه علاوه بر توجه بر عنصر تغيير توجه به عنصر تضاد رانيز به خوبي در كارشان لحاظ مي كردند) گزارش لحظه به لحظه با زيرنويس مستمر از تغيير رايهاي دموكراتها و محافظه كاران به دست مي داد. اين رويه ،اكنون به عنوان يك روش موثر در همه راي گيري هاي رقابتي و زمانبر از سوي رسانه هاي ديداري و شنيداري جهان اعمال مي شود.

اين رويكرد و بي خبري در انتخابات شوراها ي تهران هم وجود داشت ، جايي كه از پيش ازانتخابات بين هواداران آقاي قاليباف ونيز دولت تضادي شكل گرفته بود و در اين بخش هم صد و سيما به اين عنصر اصلي خبري بي توجه ماند و منفعل عمل كرد.

حال بگذريم كه در همين انتخابات خبرگان هم عنصرتضاد براي اولين بار حضور و بروزي جدي داشت و بسياري از مخاطبان مي خواستند بدانند كه آقاي مصباح چه ميزان راي آورده است و فاصله راي وي با راي آقاي هاشمي چه ميزان است.

در هر حال اگر انصاف ، بي طرفي و دقت را از عناصر اصلي كار خبري و رسانه اي بدانيم و برا ين ها عنصر سرعت را هم بيفزاييم با توجه به شواهد موجود ،رسانه صد او سيما به رغم كارنامه قابل قبول در انتخابات رياست جمهوري ، عقب گردي تاسف بار داشته است و نتوانسته خود رابه عنوان رسانه اي پرسشگر، جسور وپويا كه وظيفه اصلي اش اطلاع رساني كامل و بي طرفانه از انتخابات است ، به مخاطبانش معرفي كند. از سوي ديگر پسنديده نيست رسانه اي كه تا پيش از انتخابات شهروندان را به حضور شوق انگيز در انتخابات ترغيب مي كرد ، و البته مردم هم به خوبي در صحنه حاضر شدند ،‌اين باركه نوبت به اطلاع رساني و خبررساني است ، در انتشار اخبار خساست به خرج دهد و امساك كند.

 به ياد داشته باشيم كه اعتماد مخاطبان و مردم مهمترين سرمايه اي است كه يك رسانه دارد . اين اعتماد دير به دست مي آيد و زود از دست مي رود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 8:0  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 

در اعلام خبر متوقف ماندن دهها کتاب انتشارات کاروان نوشتم که این کاروان(کاروان ناشران بخش خصوصی و نویسندگان و اهل قلم) تلفات دیگری هم دارد . امروز یادداشت فرید مرادی دوست خوب و از ناشران بصیر و دست به قلم و اهل تحقیق را می آورم .  همچنین می توانید نامه مدیر انتشارات امید فردا را در اینجابخوانید.این بخش از گفته های وی طاقت سوز است و البته قابل تامل و نشان می دهد که دست اندرکاران اداره کتاب تا چه اندازه در بررسی کتابها اعمال سلیقه می کنند

تا چه زمانی باید شاهد هدر رفتن زحمات کسانی شویم که با چرخش قلم بررسی ناشناس حاصل چند سال خون دل خوردنش باید به گوشه ای از خانه رانده و زیر بار زمانه مدفون شود. چه کسی جوابگوی هزینه و عمر هدر رفته امثال ما و اتلاف سرمایه موسسه ای می شود که با طراحی تصویری، ویرایش، نمونه خوانی، 14 کتاب را آماده نشر کرده و حالا باید از همه آنها درگذرد.

به کجا چنین شتابان؟

قصه های عامیانه فارسی بخش عظیمی از گنجینه زبان و ادب پارسی است که آینه ای است مملو از روش زندگی مردمی، آداب و رسوم، روش های جنگیدن ، شیوه های کسب و کار و فضایی خیال انگیز از سرزمین های افسانه ای و پهلوانان و جنگاورانی است که سر در راه وظیفه، عشق و اعتقاد می نهند. با تاسف، این گنجینه عظیم معنوی در طی سالیان طولانی، با بی توجهی و نادیده انگاری بسیاری از اهل تحقیق روبه رو شده و کار بایسته ای برای احیا و عرضه داشت آنها با روش تصحیح و ویرایش علمی صورت نگرفته است.

البته در چند سال اخیر جسته و گریخته کارهایی در این زمینه صورت گرفته است؛ در سال های گذشته تنها شادروان استاد محمدجعفر محجوب با نظر عنایت به این داستان ها نگریسته و تحقیقاتی ماندگار در این باره به انجام رسانده اند که برای هر جوینده ای راهگشا و موثر است.البته در گذشته این قصه ها بارها و البته به شکلی نه در خور و بیشتر بازاری پسند به طبع رسیده اند و خلاء چاپ هایی با کیفیت مناسب از این کتاب ها احساس می شد.

از چند سال پیش با همکاری نشر ثالث کاری گسترده را برای بازخوانی، مقابله، ویرایش، افزودن معانی دشواری های لغوی، نسخه شناسی، تطبیق نسخه ها، معرفی نسخ و چاپ های پیشین، مقدمه ای در شناخت و جایگاه و ریشه های قصه، عوامل پیدایی و ریشه یابی منشاء آنها و در نهایت آماده سازی متنی بی غلط برای چاپ آغاز کردم. این جست وجوها همانگونه که همه اهل فن خبردارند، کاری است وقت گیر، هزینه بر و به قولی عمرسوز که پس از سه سال به سرانجام رسید و متنی با 14 قصه عامیانه آماده شد، کاری دیگر را نیز برای بررسی تطبیقی متن قصه ها، طبقه بندی آنها و وجود اشتراک و افتراق، یافتن مبانی اشتراک میان این حلقه ها و از آن سایر ملل آغاز کردم که می توانست پس از چاپ تمام این آثار مکمل این کتاب ها باشد.

سال گذشته دو قصه آماده شده از این مجموعه یعنی «امیر حمزه صاحبقران» و «خاورنامه» را برای دریافت مجوز توسط ناشر به اداره کتاب وزارت ارشاد تحویل دادیم.لازم به ذکر است که کتاب «امیر حمزه صاحبقران» متنی فشرده و روایتی خلاصه و نوتر از داستان عظیم «رموز حمزه» است که به نظر حقیر بزرگ ترین داستان عامیانه فارسی است و نزدیک به سه سالی است که در کار تصحیح و آماده سازی این اثر عظیم و شگفت انگیز هستم. «خاورنامه» نیز خلاصه و به نثر شده منظومه عظیم «خاوران نامه» ابن حسام خوسفی شاعر شیعه مذهب خراسانی است که پیش از این نسخه ای نفیس از آن توسط چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.

متاسفانه پس از 13 ماه تعلل در پاسخگویی، اخیرا از طرف اداره کتاب، هر دو کتاب غیرمجاز اعلام شده اند. طبق روال مرسوم و برای احترام به روابط فیمابین در نامه ای مبسوط به ریاست محترم اداره کتاب خواهان پاسخ شفاف و دلایل غیرقابل چاپ شدن کتاب ها شدم. متاسفانه عدم توجه و پاسخگویی در اداره کتاب تبدیل به شیوه و روش مرسوم شده است و نوعی جدید از مدیریت به اصطلاح پاسخگو را ما شاهد هستیم!

سوالاتی که در این زمینه به ذهنم می رسد مطرح می کنم شاید از این طریق دیده یا شنیده شود.

تا چه زمانی باید شاهد هدر رفتن زحمات کسانی شویم که با چرخش قلم بررسی ناشناس حاصل چند سال خون دل خوردنش باید به گوشه ای از خانه رانده و زیر بار زمانه مدفون شود. چه کسی جوابگوی هزینه و عمر هدر رفته امثال ما و اتلاف سرمایه موسسه ای می شود که با طراحی تصویری، ویرایش، نمونه خوانی، 14 کتاب را آماده نشر کرده و حالا باید از همه آنها درگذرد.

طرح اصلی این قصه ها چه مغایرتی با شئونات اخلاقی و دینی جامعه ما دارد که نباید منتشر شوند، چه کسی یا کسانی در این داستان ها مورد اهانت قرار گرفته اند، چه مغایرتی با شئونات رسمی جامعه و عقاید دینی مردم در این قصه ها وجود دارد. آیا در این قصه ها به اقوام و قومیت های ایرانی اهانتی رفته است، آیا باورهای مردم به تمسخر گرفته شده، آیا کسی چون من که برای آماده سازی چنین آثاری رنج برده و خون دل خورده ام، نباید به طور روشن و شفاف بدانم که چرا این کتاب ها در سرزمین اصلی خود غیرقابل چاپ هستند.

آیا این روشی مردمی و پسندیده است که این چنین دستاوردهای چند ساله گروهی را بدون ذکر دلیل آن به باد دهند، امیدوارم که مسوولان فرهنگی کشور فضایی را به وجود آورند که چنین ابهاماتی در آن نبوده بتوان با امنیت خاطر بیشتری در آن فضا به کار پرداخت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 23:34  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

کتاب سرگذشت آهنگسازان بزرگ که با ترجمه پرتو اشراق از سوی انتشارات ناهید به بازار کتاب راه یافته است را چند سال قبل کامران فانی کتابشناس نامی معرفی کرد و گفت که اگر ترجمه شود منبع خوبی است .

دانش ايرانيان و به خصوص علاقه مندان به موسيقي درباره آثار كلاسيك موسيقي غرب چندان زياد نيست . اگر چه ادبيات مكتوب اين حوزه از موسيقي ، بسي افزونتر از موسيقي سنتي ماست . به تعبير دقيق تر آنچه كه ما از آهنگسازان نامي غربي مي دانيم و كتابهايي كه از آنها خوانده ايم بسي افزونتر از آثاري است كه درباره آهنگسازان نامي خودمان خوانده ايم .در بازار كتاب برخي از رمانها و نيز زندگي نامه هاي چند جلدي به بتهون، موزارت، باخ و ... غيره اختصاص دارد ، ضمن آنكه هر گاه  كه برنامه اي از سوي اركستر سمفونيك در يكي از تالار هاي كشور برپا مي شود ، بروشور برنامه اطلاعات مورد نياز درباره آهنگ و آهنگساز را در اختيار بيننده اركستر قرار مي دهد. با اين حساب اگرچه ادبيات مكتوب موسيقايي از برزگان موسيقي غربي چندان زياد نيست ، اما به دليل آنكه اين مجموعه اي كه ترجمه شده است، درك  ودريافت دقيقي از زندگي اين چهره ها را دراختيار خواننده قرار مي دهد ، لذا مي توان گفت كه ادبيات مكتوب موسيقي غرب كامل تر از ادبيات تاريخ موسيقي خودمان است .

با چنين پيش زمينه اي مي توان گفت كتاب «سر گذشت بزرگان موسيقي» گامي جلوتر از آثاري است كه تاكنون دراين زمينه انتشار عمومي يافته اند . پيش از اين مهمترين منبع مكتوب ما درباره اين بزرگان كتاب دكتر مهدي فروغ بود كه البته همچنان منبعي قابل اعتنا است و كار بسياري را راه مي اندازد.

از نويسنده اين كتاب پيش از اين كتاب « سرگذشت پيانو» با ترجمه آقاي اشراق و البته از سوي همين ناشر انتشار عمومي يافته بود. آن كتاب هم اثري خواندني و مرجع درباره پيانو و پيانو نوازان بود و هست.

كتاب «سرگذشت بزرگان موسيقي» در جهل و يك فصل تدوين شده است. اثر از آن جهت كه در سالهاي پاياني قرن بيستم( 1996) تدوين شده است ، آخرين تحولات مرتبط با موسيقي جدي اروپا و غرب را درخوددارد.

آنچنان كه نويسنده در مقدمه مي گويد« كتاب را براي شنونده عامي، اما باهوش وعلاقه مند به موسيقي نوشته » است و دراين مسير« كوشيده{ است} كه از تمامي موسيقي دانان بزرگ از كلاديو مونته وردي تا امروز سخن» بگويد.

وي در اين مسير سعي كرده است كه علاوه بر تجزيه و تحليل آثار مهم و شاخص تمامي بزرگان موسيقي تحليلي روانشناسانه و شخصي نيز از خلق و خوي و روحيات آنها به دست دهد و براي اين نكته  با اشاره به اين كه اعتقاد راسخ داردكه انسان( آهنگساز) مي تواند در تفسير موسيقي دخالت داشته باشد درتاييد رويكرد خود مبني بر تحليل روابط ومنش شخصي آدمها ونقش و تاثير آن در ساخت قطعه مثالي از شومان مي آورد:« اگر از روابط شومان نويسنده اي به نام پل خبر نداشته باشيم، اگر از اركستر مخصوص او متشكل از آدمهايي با نام مستعار داويدز بوندلر چيزي ندانيم ، واگراز هراس ، اضطراب و خيالپردازي هاي ديوانه وارش بي خبرباشيم ، چگونه مي توانيم موسيقي او را درك كنيم؟» از اين رو كتاب يادشده به طور مشروح به زندگي واحوال مصنفن بزرگ مي پردازد. والبته نويسنده سعي كرده است جنبه هاي تفسيري و تكنيكي كار را هم به گونه اي بيان كند كه به گفته خودش « شنونده عامي باهوش علاقه مند به موسيقي» ويا به تعبير دقيق تر خوانندگان غير متخصص هم بتوانند از اين مطالب استقاده كنند.

برخي از مطالب كتاب هم تحت عنوان تفسير يكشنبه از سوي همين نويسنده در هفته نامه نيويورك تايمز منتشر مي شد و نويسنده با تغييراتي اندك آن را به كتاب افزوده است.

كتاب در چهل و يك فصل تدوين شده است و از مونته وردي شروع مي كند و ضمن اشاره به آهنگسازان بزرگ مكاتب شكل گرفته در تاريخ موسيقي غرب وسرآمدان آنها را نيز معرفي مي كند . تفسيري كه وي از آهنگسازان بزرگ قرن بيست  همانند شوئنبرگ و برخي از آهنگسازان ميني ماليست ميدهد نيز بسيار خواندني والبته براي برخي از موزيسين هاي ما كه به دنبال سبكهاي تقليدي از اين گروهندو سه چهار دهه است كه بر طبل موسيقي نو و متفاوت مي كوبند‌،اما هنوز كسي از موسيقي آنها لذتي نبرده است، عبرت آموز و خواندني است به خصوص  آنجا كه درباره شوئنبرگ مي گويد:  شوئنبرگ در سال 1910 نوشت « در عرض ده سال بسياري از آهنگسازان با استعداد به اين شيوه خواهند نوشت . مهم نيست كه مستقيم از خودم آموخته باشند، يا از كارهاي من» بعد ها چندان هم راز خود را در دل نگه نداشت . در 1924 نوشت « امروز مي بينم كه موسيقي مرا هيچ كس نمي فهمد، براي من فقط احترام كافي نيست.»  اميد كه برخي از موزيسنهاي ما با خواندن اين كتاب تجربه هاي شكست خورده ، ان هم د رفرهنگ موسيقايي غرب ، را نخواهند به شنوندگان ايراني زور چپان كنند.

 

سر گذشت آهنگسازان بزرگ

نويسنده: هرولد شوئنبرگ

مترجم:پرتواشراق

ناشر:انتشارات ناهيد، چاپ اول پايير 1385

قيمت:9800 تومان، 888 صفحه ، گالينگور ، قطع وزيري

 

چند کتاب تازه دیگر در زمینه های مختلف فکری و فرهنگی رانیز در اینجا.معرفی کرده ایم. این معرفی هر هفته پنج شنبه ها در همین صفحه انجام می شود. بر و بچه های گروه کتاب و اندیشه ( من مسعود خیرخواه و علی شیرازی ) این معرفی ها را صورت بندی می کنیم والبته بیشتر آن به گردن آقای خیرخواه است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 6:0  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

چهارشنبه گذشته خبری از مدیر انتشارات کاراوان دریافت کردم که بیش از ۳۹ کتاب وی در ۷ ماه اخیر به دلایل مختلف در اداره کتاب وزارت ارشاد نگه داشته شده است وانتشار نمی یابد. امروز این خبر را منتشر کردم . مشکلی که اداره کتاب با آن دست به گریبان است این است که سلیقه بر ضابطه سبقت گرفته است. به این معنا که امکان دارد کتابی با مشکلات فراوان ( از نظر بررسان ارشاد) از ناشری نه چندان پیش چشم بدون هیچ مشکلی مجوز انتشار پیدا کند ودرمقابل کتابی با مشکلات اندک از ناشری پیش چشم و فعال مجوز انتشار نیابد . روز گذشته که به جلوی دانشگاه رفته بودم این مسئله را با یکی از ناشران درمیان گذاشتم که در پاسخ گفت درست است اما ما به رغم اینکه برخی از کتابهای ما را فکر هم نمی کردیم مجوز بدهند اجازه انتشاردادند و تاکنون برای من مشکلی هم پیش نیامده است .

خبر یاد شده را بخوانید والبته منتظر خبرهای دیگر هم با شید چون این کاروان تلفات  دیگری هم دارد.

توقف انتشار 39 عنوان کتاب انتشارات کاروان

39 عنوان کتاب انتشارات کاروان، به طور متوسط 7 ماه است که در اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متوقف مانده و همین امر سرمایه ای بالغ بر 75 میلیون تومان این ناشر را راکد نگه داشته و عنقریب است که این ناشر با بحران روبه رو شود.

آرش حجازی، مدیر انتشارات کاروان، با اعلام این خبر، به کارگزاران گفت؛از این 39 عنوان، 14 عنوان در مرحله مجوز پیش از چاپ متوقف مانده اند، 19 عنوان کتاب های تجدید چاپی هستند که مجوز دائمی انتشار داشته اند، اما به دستور اداره کتاب، برای بررسی مجدد تحویل وزارت ارشاد شده اند و 6 عنوان کتاب هایی هستند که با مجوز دائمی منتشر شده اند و بین 2 تا 6 ماه است که در انتظار صدور اعلام وصول و اجازه توزیع، در انبار صحافی ها معطل مانده اند.بانی جایزه ادبی یلدا، همچنین اعلام کرد که در نتیجه ، سرمایه ای به ارزش هفتصد و پنجاه میلیون ریال (هفتاد و پنج میلیون تومان) از انتشارات کاروان راکد مانده و عملاً کاروان را به آستانه بحران جدی و حتی تعطیلی کشانده است.

حجازی همچنین گفت در میان آثار متوقف مانده انتشارات کاروان در وزارت ارشاد، می توان از آثار برجسته ای همچون «قرن من» اثر گونترگراس و برنده جایزه ادبی نوبل، «هنر درمان» اثر اروین یالوم، روانپزشک شهیر، «مسئله مرگ و زندگی» اثر آندره کارکف نویسنده برجسته اوکراینی، «زمان لرزه» اثر کورت ونه گات، «مردی آن ور خیابان زیر درخت» اثر بهرام مرادی، نویسنده برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری و جایزه منتقدان مطبوعات، «عشق» اثر تونی موریسون برنده جایزه ادبی نوبل، «اسطوره آفرینش در آیین مانی» اثر مرجع دانشگاهی تألیف دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور، «سایه باد» اثر کارلوس لوئیس سافون، و «کتیبه و ایوب» اثر دکتر جواد مجابی نام برد.

هفته گذشته مجوز دائم «رمان چراغها را من خاموش نمی کنم» نوشته زویا پیرزاد پس از نزدیک به 6 ماه معطل ماندن به ناشرش برای چاپ 24 آن بازگردانده شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 11:27  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 

وزير فرهنگ وارشاد اسلامي در نشستي كه با دبيران شوراي فرهنگ عمومي استانهاي كشور داشت ، اعلام كرد كه « شايد  از سال گذشته تابه امروز رشد 300 درصدي فرهنگي داشته ايم واين علامت هدف گذاري جدي است» ( نشريه كتاب هفته ، شماره 58 صفحه 2 ) .

آنهايي كه با برنامه ريزي و مسائل آن آشنا هستند ، مي دانند كه رسيدن به چنين رقمي در هر عرصه اي چه ميزان بودجه ، نيروي انساني ، كار عملياتي و ... مي خواهد  واگر هر نهادي در طول يك سال به چنين توفيقي دست يابد در واقع با يد اعتراف كرد كه معجزه اي رخ داده است ، چرا كه با علم بشري و امكاناتي كه همه ما مي دانيم كمترين بخش آن سهم فرهنگ و هنر است ، دسترسي به چنين هدفي آرزويي محال است .

با چنين پيش زمينه ذهني برخي پرسشها را با وزير محترم ارشاد درميان مي گذاريم و اميد داريم كه ايشان و مشاورانشان در اين زمينه پاسخگوي اين سوالات باشند.

اول:  رشد 300 درصدي مورد ادعاي وزير محترم ارشاد درچه حوزه هايي رخ داده است ؟ حوزه سينما، تئاتر، كتاب، موسيقي ، هنرهاي تجسمي، مطبوعات يا ....

اگر وزير محترم ارشاد مدعي شوند كه رشد 300 درصدي مورد نظرشان  دراين حوزه ها و موضوعات  رخ داده است ، كه آمارها و اتفاقات چيز ديگري مي گويند. براي نمونه در بخش سينما فعاليتهاي ( اعم از فروش و توليد فيلم) يا رشدي را شاهد نبوده است و يا اينكه رشد آن از رقم انگشتان يك دست هم كمتر بوده است .

دربخش كتاب كه نهادهاي خصوصي دچار افلاس و ادبار شده اند . در بخش موسيقي كنسرتهاي موسيقي پاپ تقريبا تعطيل شده است و نيز به آلبومهاي اين نوع موسيقي كه در زمره پرفروشترين آثار موسيقي است و مي توانند رشدي اقتصادي را براي اين عرصه به ارمغان بياورند ، مجوز انتشار داده نمي شود و يا هزاران مانع برسر راه آ‌نها ايجاد مي كنند . ضمن آنكه د رهمين بخش دو جشنواره معتبر موسيقي جوان و موسيقي نواحي ايران هم دچار توقف و تعطيلي شده اند.

دربخش تئاتر كه رشد بودجه آن دوبرابر شده است ، اگر هنرمندان تئاتر معترض نمي شدند شايد اين بودجه از مكاني ديگر سر برمي كشيد. دربخش هنرهاي تجسمي كه اوضاع اگر بدتر از قبل نباشد ، بهتر نيست . بودجه بخش موسيقي كه پيش از اين به شكل رسمي از سوي دست اندركاران اعلام مي شد ، اين بار حتي رقم تخصيصي آن به اطلاع اهلش نرسيد . همچنانكه در بخش مطبوعات هم كل كار را دولت به دست گرفته و ارتباط خود را با يكي از معتبرترن نهادهاي مدني حوزه مطبوعات  به شكل كاملش قطع كرده است.

با اين اوضاع و واحوال وباتوجه به اينكه، وزير محترم ارشاد خود هنگام تصويب بودجه بخش فرهنگ و هنر در مجلس اعتراف كردند كه اين بودجه در شان فرهنگ و هنر اين مرز و بوم نيست و از اين جهت انصافا سخن به صوابي گفته اند،  با يد پرسيد كه اين تحرك شگفت انگيز كه دست يابي به رقمهاي تا 10 برابر پايين تر از آن هم با چنين امكانات و بودجه و نيروي انساني ميسر نيست ، چگونه و در كدام مكان و فضايي رخ داده است ؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 17:43  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

روز گذشته شنیدم که طرح کاربری فرهنگی برای کتابفروشی ها که حاصل تلاش چندین ماهه اتحادیه ناشران وکتابفروشان تهران است از سوی شورای شهر تهران رد شدو درنشست شورا رای نیاورد. درباره این طرح گفت وگویی بادکتر موسی غنی نژاد انجام دادم که توضیحات دقیق و جدی دراین زمینه دادند. نوشته ای هم از آقای مرادی ( فرید) در این زمینه منتشر شده است که آن راهم می توانید در همین بخش بخوانید.نقدی بر این طرح داشتم که سعی می کنم چند روز دیگر آن را دراینجا بگذارم.

درباره رد این طرح آقای کیاییان هم یادداشتی نوشته است که می توانید در اینجابخوانید .

اصل طرح هم در اینجا آمده است

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 11:6  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

اگرچه صبح امروز جناب رمضانی ( مدیر نشر مرکز ) بامن تماس گرفت که از اداره کتاب با نشر مرکز تماس گرفتند و گفتند بیا یید مجوز انتشار کتاب را بگیرید اما روز گذشته این گونه نبود. درهر حال من خوشحالم که ماجرای گیر کردن این کتاب یک روزه تمام شد . اگر چه در پشت پرده شش ماهی به درازا کشید . اگر این گونه نمی شد الان برخی از سارقان فرهنگی دست های آلوده شبکه زیر زمینی کتاب حسابی بازارشان گرم می شد.

در هر حال این خبر را بخوانید والبته خبر تکمیلی که در زیر آن آورده ام .

 رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم»، نوشته زویا پیرزاد که تاکنون 23 بار تجدید چاپ شده است، برای چاپ بعدی با مانعی به نام اداره کتاب وزارت ارشاد برخورد کرده و از انتشار آن جلوگیری به عمل آمد.

علیرضا رمضانی، مدیر نشر مرکز ضمن اعلام این خبر به کارگزاران و ابراز تعجب از برخورد اداره کتاب وزارت ارشاد با این اثر کلاسیک و شناخته شده گفت؛ این اثر مجوز دائم داشت و پس از آنکه چاپ بیست وسوم این اثر در اردیبهشت امسال منتشر شد، اداره کتاب مجوز دائم آن را از ما گرفتند و دیگر به ما باز نگردانند.وی از پیگیری های دست اندرکاران نشر مرکز برای اجازه انتشار این کتاب خبر داد و گفت؛ هفته قبل به صورت شفاهی به ما خبر دادند که به کتاب اجازه انتشار نمی دهند، اما تاکنون دلایل عدم انتشار را به صورت شفاهی یا کتبی به ما اعلام نکرده اند.

رمضانی که نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران است، به کارگزاران گفت که نامه ای مکتوب به دست اندرکاران وزارت ارشاد خواهد نوشت تا دلایل مجوز ندادن به این اثر کلاسیک و شناخته شده را از آنجا جویا شود. رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» سال 1380 منتشر و سال بعد برنده چهار جایزه معتبر مهرگان، بنیاد گلشیری، جایزه ادبی یلدا و نیز بهترین رمان سال جمهوری اسلامی شد. نویسنده این کتاب جایزه کتاب سال خود را در سال 1381 از دست رئیس جمهور خاتمی دریافت کرد.این اثر تنها رمانی است که در یک دهه اخیر توانست هر چهار جایزه معتبر را به خود اختصاص دهد.

این اثر سال گذشته نیز به زبان آلمانی ترجمه و طی قرارداد میان نشر مرکز و ناشر معتبر آلمانی (که ازجمله نخستین قراردادهای میان یک ناشر ایرانی با ناشر آلمانی است)، به بازار کتاب آلمان راه یافت.

رمان زویا پیرزاد، در داخل کشور نیز علاوه بر فروش بالا و استقبال خوب مخاطبان، از سوی تمامی طیف های منتقدان به عنوان اثر خوب و تاثیرگذار و با معیارهای یک رمان خوب و قابل اعتنا شناخته و نقد و نوشته های فراوانی درباره آن انتشار یافت.

چراغها را من خاموش می کنم به چاپ 24 رسید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 19:22  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

هفته گذشته روزنامه ها نوشتند که خبرگزاری کتاب افتتاح شد و همزمان نیز خبرگزاری مهر در خبری اعلام کرد که با توجه به مصوبه هیات دولت مبنی بر جلوگیری از راه اندازی هر نوع خبرگزاری دولتی راه اندازی این خبرگزاری با چه توجیهی صورت گرفته است.

این خبر با واکنش روابط عمومی خانه کتاب روبه رو شد و در جوابیه ای نکات زیر را درباره این خبرگزاری بیان کرد؛

«برخی رسانه ها چندی پیش راه اندازی خبرگزاری از سوی خانه کتاب را خلاف مصوبه دولت مبنی بر عدم ارائه مجوز راه اندازی خبرگزاری به ادارات دولتی دانستند که ذکر دو مورد ضروری است؛

1-خبرگزاری کتاب از سال 1383 فعال بوده هم اکنون با پیوستن گروه های جدید خبری و در قالب جدید، در تاریخ 23/ 8/ 85 در آستانه هفته کتاب، فعالیت تازه اش را از سر گرفته است.

2-خانه کتاب موسسه ای غیرانتفاعی و غیردولتی است که زیر نظر هیات امنایش اداره می شود. بنا براین خبرگزاری کتاب غیردولتی است و ارتباطی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلام و یا نهادها و ارگان های دولتی ندارد.

درباره نکاتی که روابط عمومی خانه کتاب اعلام کرده ملاحظاتی دارم که  به اختصار می نویسم .

در این که به لحاظ حقوقی خانه کتاب موسسه ای غیردولتی است، تردیدی نیست. اما هیات امنای خانه کتاب از سوی معاون فرهنگی وزیر ارشاد انتخاب می شود و بنابر این هر نوع سیاست گذاری در این نهاد به شکل مستقیم و غیرمستقیم باید مورد تایید وزارت ارشاد باشد. از جمله این سیاست ها، سیاست های خبری است و نیز نشریاتی که  زیر نظر خانه کتاب اداره می شود. طبیعی است که خانه کتاب( بخوانید معاونت فرهنگی )  که یک شبه دست به تغییر سردبیر زیر مجموعه خود می زندو حتی مراسم تودیعی هم برای وی نمی گیرد  نمی تواند ادعای استقلال داشته باشد . پس باید نقش و تاثیر وزارت ارشاد بر سیاستهای خانه کتاب را تقریبا صد درصد ارزیابی کرد. 

برای نمونه وقتی دولت تغییر کرد سیاست نشریه کتاب هفته  نیز گردش فراوانی پیدا کرد. این نشریه که زمانی فضایی مطلوب را برای نقد و رد ارزیابی سیاست های وزارت ارشاد فراهم کرده بود، و در سیاست گذاری آن مشخص شده بود که در صفحات اصلی از دست اندرکاران و مسوولان کمتر نام و نشانی باشد، پس از این دوره عملا در بسیاری از شماره های آن  می بینیم که عکس دست اندرکاران وزارت ارشاد به وفور یافت می شود. ضمن آنکه انتقاد از سیاست های کنونی وزارت ارشاد در حوزه کتاب کمتر در آن یافت می شود .یا نشریه کتاب ماه ادبیات و فلسفه که خود زیست بومی فرهنگی را ایجاد کرده بود، و اتفاقا سردبیر آن هم چهره ای غیرسیاسی بود، به یکباره تغییر عوامل داد و تمامی عوامل قبلی آن به کناری نهاده شدند.

بر همین بنیاد است که این خبرگزاری و این نهاد در نفس خود دولتی است، اگر چه در روی کاغذ و به شکل حقوقی غیردولتی باشد. شاید یکی از دلایل گذراندن چنین مصوبه ای از سوی دولت این باشد که فکر می کردند این رسانه ها به تریبونی برای نهاد مربوطه تبدیل می شوند و از انعکاس سخن منتقدان خودداری می کنند. برای آنکه دست اندرکاران خبرگزاری کتاب دریابند که نمی توانند مستقل از سیاست های وزارت ارشاد باشند، ما منتظر می مانیم و چند مدتی خبرهای آنها را رصد می کنیم. قطع و یقین بدانید که اگر هم به خبرهای مخالف یا منتقدانه نسبت به سیاست های وزارت ارشاد در حوزه کتاب پرداخته شود، بسیار جزیی و با اشاره خواهد بود. این درحالی است که مهمترین ویژگی یک رسانه خبری استقلال آن است و  علاوه بر آن سه عنصر بی طرفی، انصاف و دقت  نیزباید در زمره عناصر اصلی رفتاری آن در تهیه و تنظیم خبرها قرار گیرد. 

اگر دست اندرکاران خبرگزاری کتاب و خانه کتاب بتوانند چنین رفتاری را در تهیه و تنظیم خبرها رعایت کنند، و البته به پژواک صداهای مختلف درعرصه نشر تبدیل شوند تردیدی نباید کرد که آنها می توانند رسانه موثری باشند و در جلب اعتماد قاطبه ناشران و نویسندگان، موفق. ما امیدواریم که دست اندرکاران خانه کتاب بتوانند آن هدفی را که یک رسانه مستقل و آزاد از آن انتظار می رود تامین کنند و به تریبونی برای تبلیغ و توجیه برخی از سیاست های اداره کتاب و معاونت فرهنگی وزارت ارشاد تبدیل نشوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 14:57  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |