تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

روز گذشته چند تن از روزنامه نگاراني كه براي سفري آموزشي از طرف انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران به هلند رفته بودند،در نشست اضطراري هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران حاضر شدند و نسبت به برخوردهايي كه با‌ آنها صورت گرفته بود توضيحاتي دادند.از جمله اين توضيحات گفتن نكاتي درباره ادعاي يكي از روزنامه هاي صبح بود كه با توضيحات بچه ها مشخص شد كه اين خبر تا چه اندازه بي اساس بود . من خودم فكر مي كنم كه اگر پاي انجمن دراين ماجرا نبود ، چنين مسئله اي هم براي بچه ها پيش نمي آمد . در هر حال اوضاع سختي است و  هر ابزاري را آدميان به كار مي برندكه به مقصود برسند. در اين ميانه تنها چيزي كه قرباني مي شود آبروي آدميان و اعتبار دين است . ديني كه مظهر آن پبامبر اكرم (ص) است كه وقتي مسلماني خبري مي آورد كه دو تن در جايي در حال عملي خلاف اخلاق هستند ، آن بزرگوار حضرت علي را مامور رسيدگي مي كند و آن حضرت هم وقتي به نزديكي آن منزل مي رسد ، چشمانش را مي بندد و با دست به جست و جوي برمي ْآيد و درنهايت وقتي نزد رسول اكرم بازمي گردد تنها پاسخي كه به نگاه رسول گرامي مي دهد اين است كه من چيزي نديدم .

درباره اين رفتارهاي ابزاري تنها به اين شعر حافظ پناه مي بريم

گوييا باور نمي دارند روز داوري

كاين همه قلب و دغل دركار داور مي كنند

 در باره حادثه ديروز انجمن بيانيه داده است و نيز برخي مطالبي كه يكي دو تن از دوستان نوشته اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 19:5  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

اول؛ نمی دانم همچنان شعر معروف «من یار مهربانم» زنده یاد عباس یمینی شریف در کتاب های دبستان انتشار می یابد یا نه. اما می دانم که این شعر در وصف کتاب سروده شده بود و یکی از بهترین اشعار در توصیف ویژگی های این یار هزار سخن بی زبان است و بسیاری از میانسالان از آن خاطره های فراوانی در ذهن و ضمیرشان دارند.مطلع این شعر با اندکی تغییر نام نمایشگاهی را به خود گرفت به نام« یاد یار مهربان» که خود مصراع دوم یکی از اشعار جاودانه ادبیات فارسی است؛ شعری از رودکی سمرقندی با این مطلع ؛بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی

دوم؛ نمایشگاه یاد یار مهربان به سابقه متولی آن هدفی داشت که همانا تزریق کتاب به کتابخانه های مدارس سطح شهر تهران بود. جدای از اینکه کتاب ها چگونه انتخاب شدند و یا اینکه چرا برخی از ناشران شناخته شده کشور کمتر اطلاعی از این نمایشگاه و نحوه گزینش کتاب ها داشتند، بودجه یک و نیم تا دو میلیاردی به خرید کتاب اختصاص می یافت و متولی آن هم موسسه ای وابسته به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به نام موسسه نشر شهر بود.

سوم؛ امسال اما مدیر این موسسه که وظایفش باید در حیطه گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی تعریف و ساماندهی شود، به یکباره اعلام کرده است که 22 میلیارد ریال اعتبار را به صورت خرید وسایل آموزشی و ورزشی به 6200 واحد آموزشی سطح شهر تهران اختصاص خواهند داد و از دیروز نیز نمایشگاه سوم« یاد یار مهربان»در مصلای تهران افتتاح شده است که تا 5 آذر هم ادامه خواهد داشت. قرار است در این نمایشگاه به هر واحد آموزشی بین 200 تا 400 هزار تومان وسایل کمک آموزشی به صورت رایگان اهدا شود.

پرسشی که در این میانه به ذهن متبادر می شود این است که در شرح وظایف این نهاد چه تغییراتی صورت گرفته است که به جای اختصاص تمام بودجه به خرید کتاب عمده آن را به خرید وسایل آموزشی و ورزشی اختصاص داده اند. اگر اینگونه است چرا نام این نمایشگاه را به نام دیگری تغییر نمی دهند و حتی موسسه نشر شهر را به موسسه وسایل کمک آموزشی تعویض نمی کنند.

یادم نمی رود  که چندی قبل   پرسشهایی را درباره نحوه انتخاب کتاب این نمایشگاه طرح و آن را در یادداشتی نوشتم و حتی گفت وگویی با مدیر این مجموعه انجام دادیم که در صفحه نشر و نوشتار روزنامه کارگزاران منتشر شد . اکنون که می بینم این نمایشگاه اصلا کاری دیگر را صورت بندی کرده است پیش خودم می گویم که ای کاش دراین زمینه جامعه و نخبگان حساس نمی شدند تا کار به این نینجامد که بودجه ای که برای کتاب اختصاص یافته بود این گونه برای امری غیر کتابی هزینه شود.

 واقعا پسندیده است که  نامی به این زیبایی و با این همه خاطرات چنین از محتوی تهی شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 18:2  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

همزمان با هفته کتاب صفحه ای را برای  آغاز این هفته جمع و جور کردم . با یادداشتهایی از علیرضا رمضانی ( مدیر نشر مرکزو نایب رئیس اتحادیه ناشران وکتاب فروشان تهران ) خانم فریده خلعتبری ( مدیر انتشارات شباویز)  محمد صادق جنان صفت و یکی  دو گزارش از خودم که از جمله آنها گزارشی است درباره انتشارات امیر کبیر و بنیانگذار انتشارات امیر کبیر 

حاکمیت در رابطه خود با شهروندان باید چگونه عمل کند تا شعار مهرورزی به تمام کمال صبغه و صورتی عملی گیرد. طبیعی است دولتی که مهرورزی را شعار اصلی خویش قرار داده است باید در مواجهه با شهروندان طیف های گوناگون اولویت اصلی اش را ابتدا برخورد  اخلاقی  قرار دهد و سپس رویکرد قانونی. در حالتی که دولت مدعی است مهروزی می کند برخوردها باید اخلاقی باشد . در برخورد اخلاقی مهروزی چگونه باشد که نتیجه مطلوب بدهد . برای این کار باید حاکمیت بر دو عنصر اعتماد  و وتحمل تکیه کند و به اجرای آنها  اعتقاد داشته باشد و تمامی وجوه کاری اش را بر بنیاد این دو اصل قرار دهد.

به تعبیر دقیق تر در این نوع رویکرد (رویکرد مهرورزانه) حاکمیت در جایگاه یک پدر می نشیند و به فرزندش ،برای اینکه به جایگاهی برسد ابتدا  باید به آن اعتماد کند و دوم اینکه اگر خطایی از او سر زد باید تحمل کند و با شکیبایی و رفتار بر بنیاد حسن نیت، وی را راهنمایی کند. ستم و شتم در این نوع برخورد کمتر جایگاهی دارد.

 با چنین پیش فرضی باید این پرسش را مطرح ساخت که اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چنین ویژگی هایی را در برخورد با ناشران و نویسندگان و اهل کتاب پیشه کرده است یا نه ؟

طبیعی است که دست اندرکاران کتاب وزارت ارشاد از عملکرد خود دفاع کنند؛ اما اعتراض ناشران و نیز گذشته ای که در این زمینه وجود داشته است، می تواند بهترین محک برای بررسی و ارزیابی رفتار وزارت ارشاد با ناشران و اهل کتاب باشد و نشان دهد که مهرورزی مورد نظر نه تنها در صبغه اخلاقی آن رعایت نشده است بلکه در وضعیت قانونی آن هم رعایت نشده است . این اعتماد البته در دولتهای قبلی هم ایجاد نشده بود .

تا آنجایی که نگارنده به یاد دارد اعتماد بین ناشران و دست اندرکاران وزارت ارشاد در دوره کوتاه سال 80 و 81 ایجاد شد. در این دوره دست اندرکاران وزارت ارشاد به سمتی حرکت کردند که نوعی ممیزی درونی را در بدنه نشر کشور گسترش دهند و ایجاد کنند؛ امری که این روزها مورد نظر و مطلوب ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی (دکتر عماد افروغ) هم هست.

در این نوع ممیزی که در آن سال ها با همکاری نزدیک به 80 تا 100 ناشر شناخته شده فراهم شده بود، کتابی به بخش ممیزی کتاب وزارت ارشاد فرستاده نمی شد (البته کارهای ثبتی و اداری انجام می شد) بلکه شخص ناشر به تشخیص خود این کار را انجام می داد و کتاب را پس از چاپ روانه بازار نشر می کرد.

البته شاید در آثار پدید آمده در آن زمان برخی خطاها هم دیده می شد (که البته گزارش رسمی در این زمینه تاکنون منتشر نشده و شکایتی از کتاب هایی که به این شکل منتشر شده اند، تا کنون از مراجع رسمی قضایی انتشار نیافته است) اما در دست اندرکاران ارشاد وقت هم تحمل وجود داشت و هم اعتماد تا ناشران بر طبق حقوقشان که باید کتاب چاپ کنند به این کار اقدام کنند و خوشبختانه این کارنامه نشان داد که ناشران از این مسئله سوءاستفاده نکردند.

این تجربه مفید نشان داد که اگر حسن نیت وجود داشته باشد و شهروندان را بیگانه ندانیم و به برخی اصول قانون اساسی از جمله اصلی که می گوید اصل بر برائت است توجه کنیم نیازی به این همه هزینه برای کنترل امور نیست .

این تجربه  بسیار مهمی بود  که کمتر پس از انقلاب اتفاق افتاده و اندک گشایش هایی که ایجاد شده بود سرانجام به علت تناقض در خود مجموعه حاکمیت ( مشکلات میان قوه قضاییه با دست اندرکاران اداره کتاب ) از بین رفت چرا که در حاکمیت دو تفسیر ایجاد شد. یکی می گفت ما باید این مسائل را تحمل کنیم تا مثلا ناشران به بلوغ برسند و تفسیر دیگر معتقد به این روند نبود و معتقد بود که باید روند ممیزی ادامه داشته باشد.

 بررسی این دوره نشان می دهد که حتی معدود شکایت هایی که صورت گرفت به جز یکی دو مورد (مثلا در مورد کتاب زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش)با حکمی که دادگاه صادر کرد ناشر تبرئه شد و نشان داد که حتی به لحاظ قانونی نیز ناشر کار خطایی صورت نداد و قانون تایید کرد که باید بر اصل بر برائت تکیه کرد. این گونه رفتار البته محملی قانونی هم داشت چرا که بر اساس تفسیری صورت می گرفت که از آیین نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه وجود داشت. این مصوبه ظرفیت های فراوانی داشت  و دارد به نحوی که بعدها هیات پیگیری قانون اساسی نظر وزارت ارشاد ونیز شکواییه ناشران  را در رابطه با نظارت بر نشر تایید کرد؛ یعنی اعلام کرد که نظارت قبل از چاپ خلاف این مصوبه و خلاف قانون اساسی است .

این نظر یک دستگاه کاملا تخصصی و حقوقی بود که بر اساس شکوائیه اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و دستور پیگیری رئیس جمهور به این جمع بندی رسید که نظارت بر کتاب بزرگسال قبل از چاپ غیرقانونی است . کسانی که قصد دارند قضاوت کنند باید بروند عملکرد ناشران را در زمان اجرای یکساله آن بسنجند. ناشران در آن یک سال بسیار خوب عمل کردند.

حال چنین پیشینه ای وجود دارد . بر بنیاد اصل مهروزی دولت آقای احمدی نژاد این پرسش را با دست اندرکاران وزارت ارشاد و اداره کتاب درمیان می نهیم که آیا شما به شعار اصلی رئیس دولت خود عمل کرده اید یا نه ؟

یادداشتهای دیگر ناشران و نویسندگان را در اینجابخوانید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 14:57  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

درتازه ترين اظهار نظر معاون فرهنگي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي  اعلام کرده است كه يارانه ها به سمت كتابفروشي ها سوق داده خواهد شد .

 متاسفانه هنوز برآورد دقيقي از ميزان يارانه كاغذ در دست نيست ،اما به نظر مي رسد دولت سالانه بيش از ۵۰ میلیارد تومان براي كاغذ يارانه پرداخت مي كرده است. بر چنين بنيادي بايد در نحوه تغيير رويكرد يارانه ها ي كاغذ دقت و ظرافت بيش از اينها به كار گرفته شود . تاكنون دولت و به خصوص دست اندركاران وزارت ارشاد به جز برخي سخنان كلي درحمايت از كتاب و كتابخواني و گسترش فرهنگ كتابخواني ، نكته تازه و كاربردي نگفته اند و برخي سياستهاي آنها در زمينه حمايت از كتاب ( همانند طرح خريد كتاب ) نيز با نهان روشي شگفت انگيزي ادامه یافته است  و به رغم برخي وعده هاي صريح درزمينه چگونگي اختصاص اين بودجه ، هنوز هيچ گونه اطلاع رساني در اين زمينه انجام نگرفته است.

در اين ميان ازلابلاي برخي سخنان دست اندر كاران  حوزه كتاب و ارشاد مي توان دريافت كه برخي تصميمات براي اين يارانه ها ،‌هرچند به صورت ناپخته ، در حال اتخاذ است . از جمله آنها اين سخن آقاي پرويز كه در نشريه كتاب هفته گفته اند كه به برخي از كتابفروشي هاي تحت نظارت كمك خواهند كرد كه كتابها را در فصلهايي از سال با تخفيف به خريداران عرضه كنند . رويكرد يارانه براي كمك به كتابفروشي ها و افزايش آنها امري بركت خيز است ،اما اگر اين تصميم بخواهد ، به صورت غير عمومي و تبعيض آميز اجرا شود ،‌نه تنها ثمر  اثري در افزايش كتاب وكتابخواني نخواهد داشت كه پاشنه آشيل ديگري خواهد شد بر پايه هاي صنعت روبه احتضار نشر كشور. نگارنده هنوز درنيافته است كه كتابفروشي هاي تحت نظارت ديگر چه صيغه اي است و اصولا سازو كار نظارت بر نحوه فروش ويا تخفيف كتاب دراين كتابفروشي ها بايد چگونه باشد كه فرد يا نهاد يارانه دهنده ، از اختصاص و درست هزينه شدن آن ا طمينان حاصل كند ؟ از سوي ديگر مشخص نيست كه وقتي بودجه اي قرار است از ناحيه دولت دراختيار صنف يا شغل و پيشه اي خاص قرار گيرد ،‌به نخستين نكته آن كه تعبيه ساز و كاري براي استفاده عمومي است كمتر توجه مي شود . به گمان من معاون محترم بايد اعلام كنند كه چگونه مي خواهند اين بودجه راكه اتفاقا رقم درشتي هم هست ، به بخش كتاب فروشي ها اختصاص دهند و شرايط استفاده كنندگان از اين يارانه بايد چه باشد .

البته يك نكته باقي مي ماند و آن اينكه نگارنده ترديد دارد در نزاعي كه بر سر تخصيص اين يارانه بين وزارت ارشاد و ورازت بازرگاني و سازمان برنامه و بودجه درخواهد گرفت ، پيروز اصلي ميدان وزارت ارشاد و كتابخوانان باشند . پس بايد تا روزهايي كه بودجه نوشته مي شود ( كه بايد قائدتا تا كنون از سوي وزارت ارشارد نوشته و به سازمان برنامه و بودجه تحويل داده شده باشد) و سپس چانه زني هاي وزير و معاون بر سر تثبيت آن به پايان مي رسد و نيز تصويب و آعلام آن در صحن علني  مجلس صبوري ورزيد وسپس اظهار نظر كرد . اما اين نكته را نبايد فراموش كرد  كه ناشران و به خصوص اتحاديه ناشران وكتابفروشان تهران بايد به هوش باشند كه اين بودجه ( يارانه كاغذ) از بخش نشر به مكانهاي ديگر ( چه در وزارت ارشاد و چه در وزارتخانه ديگر) پرواز نكند .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:46  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

گفت و گو با آقای ملک احمدی ماجرایی طولانی دارد . این گفت و گو ابتدا به سفارش من برای روزنامه همشهری تهیه شد. اما دوستان ما درهمشهری از انتشار آن سر باز زدند. بعد از یکی دوماه سر دواندن آن را به روزنامه شرق دادم که یکی ُ دو روز قبل انتشار شرق بسته و توقیف شد . اکنون این گفت و گو را در روزنامه کارگزاران کارکرده ام . با سپاس از کوروش رحیم خانی که این گفت و گو را نجام داده است . بر بخش دوم این گفت وگو مقدمه ای نوشته ام که خواندن آن هم خالی از لطف نیست.

روز گذشته نخستین بخش گفت و گوی ما با دبیر کل نهاد کتابخانه های عمومی  را خواندید. پس از این گفت وگو، در چند ماه اخیر رخدادهای دیگری در ارتباط با این نهاد به وقوع پیوست.ازجمله این رخدادها عدم تمکین شهرداری تهران به دادن نیم درصد اعتباری است که طبق قانون شهرداری های تمامی کشور موظف به پرداخت آنند. بودجه ای که شهرداری تهران باید دراختیار کتابخانه های عمومی قرار دهد نزدیک به 12 میلیارد تومان را شامل می شود.

نامه نگاری ها و پی گیری های دست اندرکاران کتابخانه های عمومی هم تاکنون سرا و سر انجامی نیافته است. بنا به اظهارات روابط عمومی نهاد کتابخانه های عمومی، شهردار تهران هنوز وقتی برای مذاکره در این زمینه به این مسوولان نداده است. استدلال دست اندرکاران شهرداری تهران ونیز شهردار محترم این است که خود شهرداری و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در این زمینه توانایی جذب و هزینه کردن چنین بودجه ای را دارد و نیازی به دادن آن به نهاد کتابخانه های عمومی ندارند.

آنها همچنین معتقدند که تهران خود نیازمند به ایجاد کتابخانه های عمومی تازه است،اما با توجه به تجربه پیشین شهرداری تهران در زمینه ایجاد کتابفروشی های شهر کتاب، که به جز چند مورد خاص، در بقیه موارد باکار کارشناسی و مکان یابی درست انجام نشده بود، دست اندرکاران نهاد کتابخانه های عمومی معتقدند که نگاه آنها کارشناسانه تر و مبتنی بر ساختاری ملی است و حتی در زمینه شهر تهران هم آنها به مکان یابی برای کتابخانه های عمومی و نوع قرارگرفتن آن و سطح دسترسی مخاطبان به آن بسیار آشناترند تا دست اندر کاران شهرداری که به دلیل تغییر ساختار شهرداری و برخی نگاه های غیر کارشناسانه چندان نمی تواند قابل اعتنا باشد.

در این زمینه برخی رایزنی ها با دست اندرکاران شورای شهر تهران در جریان است. از سوی دیگر به تازگی آقای ملک احمدی دیداری با نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس داشت و در آنجا گفت که اگر نمایندگان مجلس فهرستی از کتاب هایی که باید از کتابخانه ها خارج شوند، در اختیار این نهاد بگذارند آنها این کار را صورت خواهند داد. این سخن از جهاتی با سیاست های کلی کتابخانه های عمومی که باید نهادی مستقل از دولت و در خدمت مردم باشد در تضاد است. طبیعی است که هر کتابی که در هر دوره ای از ساختار دولتی مجوز انتشار گرفته است، باید در کتابخانه های عمومی دردسترس باشد.

بر همین بنیاد به نظر می رسد نهاد کتابخانه های عمومی باید خود را مستقل از سلیقه این و آن نماینده تعریف کند و ملاکش همانا عمل بر اساس قوانین باشد. قوانینی که حتی در صورت تغییر هم عطف به ماسبق نمی شوند.نکته نهایی کمبود بودجه ای است که هم اینک گریبانگیر این نهاد شده است که بخش اعظم آن از عدم انجام تعهدات شهرداری تهران و نیز برخی از شهرداری های کلانشهرها ناشی می شود.

از قرار نمایندگان مجلس هم در متمم بودجه امسال می خواهند این کسری بودجه را جبران کنند. کسری بودجه ای که در صورت عدم ترمیم، سبب می شود تا کتابخانه های عمومی امسال خالی از کتاب های تازه و روز آمد شود و گسترش آن نیز در هاله ای از ابهام فرو رود. با این توضیح مختصر بخش دوم و پایانی گفت و گو را بخوانید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 20:13  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |