تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

شنبه گذشته بحث 15 روزنامه نگار روزنامه توسعه ، كه از سوي مدير مسئول روزنامه توسعه اخراج شده بودند و پس از شكايت دادگاه كار شعبه شمال شرق آقاي شيخي را مقصر شناخت ، در هيات مديره مطرح شد .  من گزارشي از روند كار دادم و گفتم كه به رغم آنكه با آقاي توكلي (منوچهر ، كه به تازگي و به پيشنهاد من و موافقت آقاي شمس به كميته حل اختلاف پيوست ) به دفتر آقاي شيخي رفتيم ، اما نه ايشان و نه فرزندشان بر سر قرار حاضر نشدند . و گفتند كه فردا اين كار انجام شود .ما نيز با مشورت با آقاي شمس الواعظين مهلت نهايي را فردا ساعت 2 در دفتر انجمن تعيين كرديم . فردا چند بار به انجمن زنگ زدم و از خانم مفيدي پرسيدم كه كسي تماس گرفته است . گفت : نه و نتيجه آن شد كه به خانم صالحي خبر داديم كه پي گير كار خود از طريق دادگاه باشند و به آنها هم قول داديم كه امروز كميته حل اختلاف بيانيه مي دهد. آقاي مزروعي  پس از شنيدن گزارش من گفت كه بيانيه در قالب مصاحبه آقاي شمس اعلام شود . نكته اي را هم آقاي توكلي درقانون كار پيدا كردند كه درانتهاي اين نامه آمده است .  متن بيانيه ر اخود من تايپ كردم كه سريعتر به روزنامه ها ارسال شود . نسخه اي از آن را هم به روزنامه آوردم به شهريار شمس مستوفي دادم كه در روزنامه كار كند . گمان مي كردم كه خانم مفيدي آن را در شرق كار مي كند و نيز روي سايت انحمن مي گذارد .  روزنامه همشهري نامه را بسياز خلاصه كار كرد و هيچ سايت و روزنامه اي آن را در آن روز و روزهاي بعد كار نكردند . حتي قرار بود در روزنامه كارگزاران هم كار شود كه بچه ها يادشان رفت .من به دليل اينكه اين روزها سخت درگير نمايشگاه بين المللي كتاب ومطبوعات بودم نتوانستم اين متن را در بلاگم قرار دهم تا اينكه خانم  صالحي تماس گرفت و گفت كه متن را هيچ روزنامه اي كار نكردند و هنوز (‌ساعت 4 روز چهارشنبه )روي  سايت انجمن هم قرار نگرفته است ( معلوم نيست كه اين  خانم مفيدي و دوستاني كه سايت رامي گردانند چه كار ميكنند) متن درداخل كول ديسك من بود كه بر حسب تصادف در جايي جا مانده شده بود . به سايت انجمن سر زدم ديدم كه نه ! از اين خبرها نيست . رفتم و كول ديسك را گزفتم و الان كه ساعت 12 و نيم شب است ، اين متن را نوشته و متن اصلي بيانيه را هم در زير مي آورم . اين توضيح را هم بدهم كه پس ازانتشار اين خبر يكي از روزنامه توسعه (‌به گمانم خودش را كيانپور معرفي كرد و گفت كه روزنامه نگار پيش كسوتي است ) تماس گرفت و خواستار حل مسئله از طريق كميته حل اختلاف انجمن شد . من به وي گفتم كه بايد با آقاي شمس مشورت كنم و شمس هم موافقت كرد كه اگر امكان دارد از طريق مسالمت آميز ماجرا حل شود . ما منتظر تماس اين روزنامه نگار پيشكسوت هستيم تا با شرايطي كه دوستان و روزنامه نگاران روزنامه توسعه دارند ، دردفتر انجمن نشست حل اختلاف را شكل دهيم . درهر حال تا اينجاي كار بچه ها ي توسعه با پايمردي خانم صالحي كه انصافا پي گير كار بودند ، پيروزي بزرگي را به دست آوردند . همچنانكه دو سال قبل منوچهر توكلي در شكايتي كه از روزنامه همشهري كرد توانست آقاي شيخ عطار را به پاي ميز مذاكره بكشاند و در نهايت به جاي سابق خود بازگردد . در انتهاي اين نامه ما به نامه اي كه از سوي روزنامه نگاران شاغل در ايلنا به انجمن نوشته شده است اشاره كرده ايم .  من اميد دارم كه اين مشكل در كميته حل اختلاف حل شود ، اما اگر كار به شكايت و دادگاه كشيد هم دوستان ايلنا بايد مقاومت كنند و بدانند كه پيروز ماجر ا هستند و كميته حل اختلاف تا آنجايي كه در توانش است به آنها كمك خواهد رساند.

 

 

 ماشاء الله شمس الواعظين،‌ رئيس كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران

مدير مسئول روزنامه  توسعه مقصر شناخته شد

 

 

در پي عدم تمكين مدير مسئول روزنامه توسعه د رپذيرش راي قطعي و لازم الاجراي اداره كل كار و امور اجتماعي شعبه شمال شرق تهران، كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران اطلاعيه اي صادر كرد.

ماشاء الله شمس الواعظين ، رئيس كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران ضمن اعلام اين خبر گفت : اصرار چندباره كميته حل اختلاف براي ميانجي گري ميان 15 روزنامه‌نگار اخراجي روزنامه توسعه كه آبان ماه 1384 به انجمن شكايت آورده بودند ، با آقاي قلي شيخي ، مدير مسئول روزنامه ياد شده ، به آنجا انجاميد كه  وي در جلسات حل اختلاف حاضر نشد و كميته حل اختلاف انجمن شاكيان را براي پي گيري دعوي خود به دادگاه كار معرفي كرد.

به گفته شمس الواعظين پي گيري جدي روزنامه‌نگاران و نيز ابوالحسن مختاباد،  دبير كميته حل اختلاف انجمن ،كه دردو نوبت در دادگاه هم حضو ر يافت ،‌نتيجه دادگاه را به نفع روزنامه‌نگاران اخراجي رقم زد .

رئيس كميته حل اختلاف افزود : راي هيأت بدوي در23 آذر 84 به نفع روزنامه‌نگاران صادر شد و در نهايت به رغم تجديد نظر خواهي مدير مسئول ، راي نهايي در مورخه 23 فروردين به نفع روز نامه نگاران به طرفين ابلاغ شد .اما مدير مسئول روزنامه توسعه تاكنون از پذيرش حكم امتناع كرده است .

شمس الواعظين همچنين به آخرين رايزني هاي كميته حل اختلاف اشاره كرد و گفت : به رغم لازم الاجرا بودن اين حكم، كميته حل اختلاف با روزنامه‌نگاران اخراجي صحبت كرد و به آنها قبولاند كه آخرين بار نيز ميانجي گري كميته را بپذيرند. اما باز هم آقاي شيخي، به رغم قرار گذشتنهاي مكرر ، از حضور در سر قرار و حل اختلاف سر باز زد و يكي از اعضا ء و دبير كميته را در انتظاري نامعلوم گذاشت .

شمس الواعظين با اشاره به اينكه هدف نهايي انجمن صنفي ،حل اختلاف ميان كار گر و كارفرما است ،اما اگر مدير مسئولي از پذيرش هر گونه راهي براي اين مسير اجتناب كند ، چاره اي جز تمكين به اجراي قانون نيست، گفت: اگر مدير مسئول روزنامه توسعه به راي صادره توجهي نكند ، طبق ماده 180 قانون كار بايد 20 تا 200 برابر مزد روزنامه‌نگاران شاكي را به عنوان جريمه بپردازد و قانون وي را براين كار مجبور خواهد ساخت.

وي همچنين  از دريافت نامه شكايت جمعي از روزنامه‌نگاران اخراج شده از خبرگزاري ايلنا خبر داد و گفت: به زودي رايزنيها با دست اندركاران خبرگزاري ايلنا را آغاز خواهيم كرد و در كوتاهترين زمان ممكن از آنها خواهيم خواست كه در كميته حل اختلاف حاضر شده و اميد مي رود كه اختلافات ، پيش از كشيده شدن به دادگاه كار حل و فصل شود.

 

 

                                                        

                                                 با تشکر

بدرالسادات مفيدي

دبير انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:49  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

اول : يك از دست اندركاران نمايشگاه بين االمللي كتاب تهران د رنشست خبري خبرنگاران ، كه پيش از آغاز به كار نمايشگاه برگزار شد، در پاسخ به اين پرسش كه چرا از تشكلهاي صنفي نشر( اتحاديه و تعاوني ناشران و كتابفروشان تهران) دركار نمايشگاه بهره نگرفتيد واز آنها دعوت به كار نكرديد، با اشاره به اتحاديه تعاوني ناشران كشور گفتند كه چون كه صد آمد نود هم پيش ماست .

دوم : شايد اگر روند امور بر روالي عادي مي گشت، كمتر كسي در سخن اين مسئول محترم نمايشگاه ترديد روا مي داشت. چرا كه وي در پاسخ به خبرنگار نام از اتحاديه اي برد كه بر پيشاني خود نام كشور را هم دارد و در بادي امر ذهن  خواننده وهر عقل سليمي را به اين جمع بندي مي رساند كه  وقتي اتحاديه اي عمومي است( در سطح كشور )  پس هم توان و هم ظرفيتهاي آن بسيار بيشتر از اتحاديه اي است كه به يك شهر يا استان اختصاص دارد . لذا مي توان و بايد اين سخن را پذيرفت كه چون كه صد آمد نود هم پيش ماست .  اما گاه پيش مي آيد كه بايد در اين ضرب المثل ها ترديد روا داشت و به شموليت آنها شك كرد .اين هم البته از تبعات مدرنيزم است كه سبب مي شود تا مركز يك شهر يا يك كشور اگر به لحا ظ وسعت و خاك در دل يك كشوري بزرگ مثل ايران باشد ، اما از جنبه هاي كه خوب و شايسته در آن دقيق شويم متوجه خواهيم شد كه اين  ديگر نقاط ايران است كه د ردل اين مركز جاي گرفته است .اگر باور نداريد چند نمونه ، به خصوص در حوزه فرهنگي وهنري ، رامثال مي زنم .

سوم: نگاهي به روزنامه ها و نيز سايتهاي خبري و خبرگزاري هاي موجود در تهران بيندازيد . به حتم به نتيجه اي غريب خواهيد رسيد و آن اينكه تعداد روزنامه و نشريه و سايت خبري فعال در تهران چند برابر شهرستانها است . اين مثال را مي توان به حوزه هاي ديگري چون سينما ، كنسرت هاي موسيقي و برخي از امور فرهنگي وهنري ديگر تسري داد كه از جمله آنها تعداد نشر است .

چهارم : برابر آخرين آمارتعداد ناشران كشور 18 درصد وتعداد ناشران تهران 82 درصد است و همين آمار خود گويا والبته رد كننده ضرب المثلي است كه اين مدير محترم د رآن نشست خبري به كار بردند . از سوي ديگر از زمان شكل گيري اين تعاوني زمان چنداني نمي گذرد (چيزي كمتر از سه سال )  در حالي كه اتحاديه ناشران وكتابفروشان تهران سابقه اي 50 ساله دارد و از اين نظر هم باز مي توان به اين مدير محترم ياد آور شد كه ضرب المثلي كه به كار بردند ، به لحاظ سابقه هم با اين مصداق همخواني وهمقراني ندارد . نكته ديگري كه بايد ياد آور شد، همانا انصراف و خروج تعاوني ناشران تهران از اتحاديه تعاوني ناشران كشور است كه چند ماه قبل و به دليل رفتارهاي غير صنفي برخي از دست اندركاران اتحاديه تعاوني ناشران كشور صورت گرفت و سبب شد كه عملا اين اتحاديه بيشترين اعضاي خود را از دست بدهد . جالب توجه اينكه رياست هيات مديره اين اتحاديه با مديرعامل تعاوني ناشران تهران بود كه در اعتراض به اين حركت غير صنفي از حضور در نشستهاي بعدي هيات مديره سرباز زد.

پنجم : باز گرديم به اول سخن . اگر چه هنوز زود است كه درباره ميزان توفيق اتحاديه تعاوني كشور در نمايشگاه كتاب  اظهار نظر كرد ، اما نحوه غرفه بندي و نيز اعتراضات برخي از ناشران شناخته شده ، نشان مي دهد كه دست اندركاران نمايشگاه كتاب در دعوت نكردن از اتحاديه و تعاوني ناشران وكتابفروشان تهران ، بيش از آنكه بر معيارهاي كارشناسانه و علمي تكيه كنند ، بر نكاتي ديگر تكيه كردند كه نمونه اي از آن همين ضرب المثلي است كه با ادله و براهين مطلق نشان داد تعاوني ناشران كشور بسيار ( 4 برابر ) كوچكتر از اتحاديه و تعاوني ناشران و كتابفروشان تهران است و سابقه آن هم به طفلي دوساله مي ماند كه هنوز زمان فراواني را بايد طي كند تابتواند چنين اموري را برعهده بگيرد.

         

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:11  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

امروز برحسب تصادف سری به سایت دکتر انوشیروان کیهانی زاده زدم. کیهانی زاده را از زمانی می شناسم که به عنوان کاراموز به روزنامه همشهری آمده بودم . مهمترین ویژگی این روزنامه نگار خستگی ناپذیر نوع انتخاب و پردازش خبرهایی بود که به صورت ترجمه و در قالب ستون گشتی در دنیای خبر ها انعکاس می یافت .این ستون الان هم دایر است  و البته آقاي كيهاني زاده آن را نمي نويسدو بیش از آنکه مدیون محتوای خود باشد وامدار شهرت این ستون است.  آن زمان وی بود که به من گفت هر چه اطلاعاتت درباره یک خبر بیشتر باشد ُ آن خبر خواندنی تر خواهد بود و سپس نحوه فیچر نویسی را به من آموخت .در هر حال دکتر کیهانی زاده شرحی از رها کردن نوشتن در روزنامه اعتماد داده است و نیز با زبانی حقوقی و متین نوشته است که ندادن مجوز به وی برای روزنامه ای که سالهای  درپی دریافت مجوزش بوده است  تضییع  حق  یک شهروند است که برابر قانون می تواند پیشه اش را انتخاب کند .آقای کیهانی زاده هم اینک در  سایت  زیر نوشته هایشان را می نویسند .

http://www.rooznamak.com

اصل مطلب آقای کیهانی زاده 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:2  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |